سندروم روح احساسی چیست؟ 10 نشانه که هنوز عشق گذشته تان را فراموش نکرده اید!
به گزارش تور تایلند ارزان، سندروم روح احساسی Emotional Ghost Syndrome یک شرایط روانی است که در آن فرد همچنان به یک رابطه گذشته یا فردی که دیگر در زندگی اش حضور ندارد، وابسته می ماند. افرادی که دچار سندروم روح احساسی هستند، حتی پس از سرانجام رابطه، همچنان احساسات شدیدی نسبت به فرد موردنظر دارند و درگیر خاطرات و احساسات گذشته می شوند. این پدیده باعث می گردد که فرد به سختی بتواند به رابطه جدیدی وارد گردد یا از نظر عاطفی کاملاً در حال زندگی کند. فکر آن ها به طور مداوم درگیر گذشته است و اغلب احساس می نمایند که هنوز در آن رابطه حضور دارند. این وابستگی می تواند به شکل های مختلفی از جمله فکر کردن بیش ازحد به فرد، آنالیز صفحات اجتماعی او، یا حتی احساس حضور خیالی او در زندگی شان ظاهر گردد. در بعضی موارد، این سندروم می تواند باعث ایجاد افسردگی و اضطراب گردد. افرادی که دچار سندروم روح احساسی هستند، معمولاً درک نمی نمایند که این وابستگی چگونه بر زندگی آن ها تأثیر می گذارد. بسیاری از آن ها در کوشش برای رهایی از این شرایط، اما به علت عدم آگاهی از ماهیت آن، پیروز به عبور از آن نمی شوند. در اینجا، 10 دانستنی مهم درباره این سندروم را آنالیز خواهیم کرد.

1- افراد مبتلا به سندروم روح احساسی نمی توانند گذشته را فراموش نمایند
یکی از بارزترین ویژگی های سندروم روح احساسی، ناتوانی در رها کردن گذشته است. این افراد مدام به خاطرات و لحظاتی که در رابطه تجربه نموده اند، فکر می نمایند و نمی توانند فکر خود را از آن آزاد نمایند. این وابستگی فکری باعث می شود که هر لحظه از زندگی شان با مرور گذشته همراه باشد. حتی زمانی که در یک موقعیت تازه قرار می گیرند، فکر آن ها به صورت ناخودآگاه به روابط گذشته بازمی شود. آن ها ممکن است رفتارهای خود را با شریک عاطفی سابقشان مقایسه نمایند یا همچنان در پی نشانه هایی از حضور او در زندگی شان باشند. این شرایط نه تنها از نظر احساسی آن ها را درگیر نگه می دارد، بلکه مانع از ایجاد روابط تازه سالم می شود. این وابستگی می تواند به حدی باشد که فرد همچنان احساس کند که آن رابطه هنوز تمام نشده است. افراد مبتلا به این سندروم، اغلب در پی پاسخ هایی از گذشته هستند که ممکن است هرگز به آن ها دست پیدا ننمایند. این امر باعث ایجاد یک چرخه معیوب از فکر کردن، تحلیل کردن و در نهایت احساس ناامیدی می شود. ناتوانی در رها کردن گذشته، یکی از دلایل اصلی شکست در روابط تازه آن هاست.
2- احساس حضور خیالی فرد موردنظر در زندگی روزمره
بعضی از افراد مبتلا به سندروم روح احساسی، احساس می نمایند که فردی که از دست داده اند، همچنان به نوعی در زندگی شان حضور دارد. این احساس ممکن است به صورت تخیلات فکری، شنیدن صدای او در فکر یا حتی تجسم حضور او در مکان های خاص ظاهر شود. این پدیده معمولاً در کسانی دیده می شود که ارتباط عاطفی بسیار عمیقی با شریک سابق خود داشته اند. در بسیاری از موارد، این احساس حضور خیالی، فرد را در یک شرایط احساسی ثابت نگه می دارد. آن ها ممکن است با خود مکالمات خیالی داشته باشند، به پیغام های قدیمی نگاه نمایند یا حتی تصور نمایند که اگر شریک سابقشان در یک موقعیت خاص حضور داشت، چه واکنشی نشان می داد. این وابستگی فکری می تواند مانع از رشد شخصی و ورود به یک رابطه تازه شود. احساس حضور خیالی می تواند نشان دهنده این باشد که فرد هنوز مرحله پذیرش خاتمه رابطه را طی ننموده است. این شرایط ممکن است تا جایی ادامه یابد که فرد احساس کند بدون حضور طرف مقابل، بخشی از هویت خود را از دست داده است. این نوع وابستگی در بلندمدت می تواند تأثیرات منفی عمیقی بر سلامت روان داشته باشد.
3- مقایسه دائمی روابط تازه با رابطه گذشته
یکی دیگر از نشانه های سندروم روح احساسی، مقایسه مداوم روابط تازه با رابطه ای است که در گذشته تجربه شده است. افراد مبتلا به این سندروم، به طور ناخودآگاه در هر رابطه ای در پی شباهت ها یا تفاوت هایی با رابطه قبلی خود می گردند. این مقایسه مداوم باعث می شود که آن ها نتوانند یک رابطه تازه را بدون پیش داوری یا انتظارات غیرواقعی آغاز نمایند. آن ها ممکن است شریک عاطفی تازهشان را با فرد قبلی بسنجند و در هر رفتار او در پی نشانه هایی از تطابق یا تفاوت بگردند. این رفتار، فشار زیادی بر روابط تازه وارد می نماید و می تواند باعث شود که طرف مقابل احساس کند که هرگز نمی تواند به میزان شریک قبلی فرد اهمیت داشته باشد. مقایسه مداوم روابط باعث می شود که فرد از تجربه لحظه حال در رابطه تازه غافل شود. این امر در بسیاری از موارد باعث ایجاد نارضایتی در روابط تازه می شود. افراد مبتلا به این سندروم معمولاً نمی توانند به راحتی از رابطه تازه لذت ببرند، زیرا فکر آن ها همچنان در گذشته گیر نموده است. این مشکل زمانی تشدید می شود که فرد احساس کند که هیچ رابطه ای به میزان رابطه قبلی کامل و بی نقص نخواهد بود.
4- احساس تنهایی و بی هویتی بعد از خاتمه رابطه
افرادی که دچار سندروم روح احساسی هستند، اغلب بعد از خاتمه رابطه، احساس بی هویتی و گمگشتگی می نمایند. آن ها ممکن است حس نمایند که بدون حضور فرد موردنظر، زندگی شان معنای خود را از دست داده است. این احساس معمولاً به علت وابستگی شدید عاطفی ایجاد می شود. بسیاری از آن ها در طول رابطه، بخش زیادی از هویت و احساس ارزشمندی خود را بر اساس حضور شریک عاطفی شان تعریف نموده اند. بعد از خاتمه رابطه، آن ها نمی دانند که چگونه بدون آن فرد به زندگی ادامه دهند. این حس تنهایی و بی هویتی، معمولاً باعث ایجاد اضطراب، افسردگی و کاهش اعتمادبه نفس می شود. بعضی افراد ممکن است برای فرار از این احساسات، وارد روابط ناسالم شوند، فقط به این علت که نمی خواهند تنها بمانند. این وابستگی باعث می شود که فرد نتواند به طور مستقل هویت خود را بازسازی کند. احساس بی هویتی یکی از مهم ترین نشانه هایی است که نشان می دهد فرد هنوز نتوانسته از رابطه قبلی عبور کند.
5- کوشش برای حفظ ارتباط غیرمستقیم با شریک سابق
یکی از رفتارهای رایج در افرادی که دچار سندروم روح احساسی هستند، کوشش برای حفظ نوعی ارتباط غیرمستقیم با شریک سابقشان است. آن ها ممکن است همچنان صفحات اجتماعی او را آنالیز نمایند، پست هایش را ببینند یا حتی در پی نشانه هایی از تغییرات زندگی او باشند. این رفتار باعث می شود که فرد همچنان به صورت احساسی درگیر رابطه گذشته باقی بماند. در بسیاری از موارد، افراد سعی می نمایند به طور ناخودآگاه ارتباطی را حفظ نمایند، حتی اگر هیچ تماس مستقیمی با شریک سابقشان نداشته باشند. این رفتار می تواند به شکل گوش دادن به آهنگ هایی که یادآور رابطه قبلی هستند، بازگشت به مکان هایی که با او تجربه نموده اند یا حتی نگه داشتن هدایای او باشد. این نوع ارتباط غیرمستقیم مانع از فراموش کردن و عبور از رابطه گذشته می شود. فرد به جای تمرکز بر روی زندگی خود، همچنان انرژی عاطفی خود را صرف گذشته می نماید. این رفتار معمولاً روند بهبود احساسی را کندتر می نماید و می تواند منجر به ایجاد وابستگی طولانی مدت شود.
6- عدم تمایل به آغاز یک رابطه تازه
افراد مبتلا به سندروم روح احساسی معمولاً تمایلی به ورود به یک رابطه تازه ندارند، حتی اگر از لحاظ منطقی بدانند که رابطه قبلی تمام شده است. آن ها اغلب احساس می نمایند که هیچ رابطه ای نمی تواند جایگزین رابطه قبلی شان شود. این طرز فکر باعث می شود که حتی در صورت آشنایی با افراد تازه، همچنان در برابر ایجاد ارتباط عاطفی مقاومت نشان دهند. در بسیاری از موارد، این افراد حتی اگر به رابطه تازه وارد شوند، به صورت ناخودآگاه آن را Sabotage (خرابکاری) می نمایند. آن ها ممکن است فاصله عاطفی ایجاد نمایند یا رفتارهایی از خود نشان دهند که باعث شکست زودهنگام رابطه شود. علت این موضوع این است که آن ها هنوز آماده پذیرش عشق تازه نیستند. فکر آن ها هنوز درگیر رابطه قبلی است و احساس می نمایند که ورود به یک رابطه تازه نوعی خیانت به احساسات گذشته شان است. در بعضی موارد، این افراد حتی ممکن است هرگونه نشانه علاقه از طرف دیگران را رد نمایند. این ترس از پیشروی، معمولاً از عدم پذیرش خاتمه رابطه قبلی نشأت می گیرد.
7- تمایل به ایده آل سازی بیش ازحد شریک سابق
افراد مبتلا به سندروم روح احساسی معمولاً شریک عاطفی سابق خود را بیش ازحد ایده آل می بینند و تنها به نکات مثبت رابطه گذشته توجه می نمایند. آن ها به جای درک واقعیت، فرد موردنظر را در فکر خود به شکلی غیرواقعی و کامل تصور می نمایند. این ایده آل سازی باعث می شود که آن ها هرگز نتوانند رابطه تازهی را بپذیرند، زیرا فکر می نمایند هیچ فردی نمی تواند به پای شریک سابقشان برسد. حتی اگر رابطه گذشته مسائل و نقص های زیادی داشته باشد، فکر آن ها به طور ناخودآگاه این نکات منفی را حذف می نماید. این پدیده معمولاً به علت وابستگی عاطفی شدید رخ می دهد. فرد به جای پذیرش واقعیت و تماشا نقاط ضعف رابطه، فقط بر روی لحظات خوش تمرکز می نماید. این نوع تفکر باعث می شود که فرد نتواند از گذشته عبور کند و همچنان درگیر خاطرات شود. در نتیجه، آن ها ممکن است احساس نمایند که از دست دادن این فرد، بزرگ ترین شکست زندگی شان بوده است. این نوع وابستگی فکری می تواند باعث ایجاد احساس نارضایتی دائمی در زندگی فرد شود.
8- احساس گناه مداوم درباره خاتمه رابطه
بسیاری از افرادی که دچار سندروم روح احساسی هستند، احساس می نمایند که در خاتمه رابطه مقصر بوده اند، حتی اگر دلایل واقعی جدایی چیز دیگری باشد. این احساس گناه می تواند آن ها را در یک چرخه بی خاتمه از سرزنش خود و تحلیل اتفاقات گذشته قرار دهد. آن ها ممکن است بارها و بارها لحظات حساس رابطه را مرور نمایند و در پی اشتباهات خود بگردند. این مسئله باعث می شود که فرد احساس کند که اگر رفتار متفاوتی داشت، رابطه همچنان پابرجا می ماند. در بسیاری از موارد، این احساس گناه غیرواقعی است و از عدم پذیرش خاتمه رابطه ناشی می شود. فرد ممکن است حتی برای جبران اشتباهات خیالی، کوشش کند دوباره به شریک سابق خود نزدیک شود. این احساس گناه می تواند به عزت نفس پایین و افزایش اضطراب منجر شود. بعضی از افراد ممکن است به علت این حس گناه، به خود آسیب بزنند یا احساس نمایند که مستحق خوشبختی در آینده نیستند. این باور غلط باعث می شود که فرد برای مدت طولانی در گذشته گیر کند و نتواند زندگی خود را پیش ببرد.
9- ترس از تنها ماندن و جایگزین نشدن
یکی از دلایل اصلی که افراد دچار سندروم روح احساسی نمی توانند از رابطه گذشته عبور نمایند، ترس از تنها ماندن است. آن ها ممکن است به این باور رسیده باشند که هرگز فردی مشابه شریک سابقشان را پیدا نخواهند کرد. این ترس باعث می شود که به جای پذیرش جدایی، همچنان به رابطه گذشته وابسته بمانند. در بسیاری از موارد، این افراد حتی اگر رابطه شان سمی و ناسالم بوده باشد، باز هم ترجیح می دهند که درگیر آن باشند تا اینکه با تنهایی روبرو شوند. فکر آن ها این باور را ایجاد می نماید که تنها بودن، بدتر از تحمل خاطرات دردناک است. این نوع تفکر می تواند منجر به اضطراب و افسردگی شود. بعضی از افراد به علت این ترس، وارد روابط ناسالم و ناپایدار می شوند. آن ها فقط برای پر کردن خلأ عاطفی خود، افراد تازهی را وارد زندگی شان می نمایند، بدون اینکه واقعاً آمادگی پذیرش یک رابطه سالم را داشته باشند. این ترس از تنها ماندن، مانع از رشد عاطفی آن ها شده و باعث می شود که نتوانند از گذشته عبور نمایند.
10- کوشش برای زنده نگه داشتن خاطرات به روش های مختلف
افراد مبتلا به سندروم روح احساسی معمولاً کوشش می نمایند که خاطرات رابطه گذشته را به روش های مختلف زنده نگه دارند. آن ها ممکن است وسایلی که شریک عاطفی سابقشان به آن ها داده را نگه دارند و از آن ها به عنوان یادگاری استفاده نمایند. بعضی از آن ها حتی ممکن است لباس های شریک سابقشان را نگه دارند یا عطر او را بو نمایند تا خاطرات زنده بماند. در مواردی، این افراد ممکن است مکان هایی که با شریک سابقشان رفته اند را دوباره بازدید نمایند تا احساس حضور او را در فکر خود حفظ نمایند. این کار باعث می شود که روند بهبودی احساسی آن ها بسیار کندتر شود. علاوه بر این، بعضی از آن ها ممکن است همچنان به گوش دادن به آهنگ های خاص یا تماشای فیلم هایی که با شریکشان دیده اند ادامه دهند. این نوع وابستگی نشان می دهد که آن ها هنوز به طور کامل خاتمه رابطه را نپذیرفته اند. زنده نگه داشتن خاطرات باعث می شود که فرد همچنان در گذشته زندگی کند و نتواند مسیر تازهی برای خود ایجاد کند. در بلندمدت، این رفتار می تواند منجر به مسائل روانی مانند افسردگی و اضطراب شدید شود.
منبع: یک پزشک